السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

168

تفسير الميزان ( فارسي )

فرمود : نه ، ديگر حق نداريد چيزى با خود برداريد و اگر ما با يكى از شما چيزى ببينيم او را خواهيم كشت ، لذا بناچار بيرون رفته عده اى از ايشان به فدك و وادى القرى رفتند و عده اى ديگر به سرزمين شام كوچ كردند ، و اموالشان ملك خدا و رسول خدا ( ص ) شد و چيزى از آن نصيب لشكر اسلام نشد . و اين داستان در سوره حشر آمده . از جمله كيدهايى كه بنى النضير عليه رسول خدا ( ص ) كردند اين بود كه احزابى از قريش و غطفان و ساير قبايل را عليه رسول خدا ( ص ) برانگيختند . و اما بنى قريظه - اين قبيله در آغاز با اسلام در صلح و صفا بودند تا آنكه جنگ خندق روى داد ، و حى بن اخطب سوار شده به مكه رفت و قريش را عليه رسول خدا ( ص ) تحريك كرد و طوائف عرب را برانگيخت ، از آن جمله به ميان بنى قريظه رفت ، و مرتب افراد را وسوسه و تحريك كرده پافشارى مىنمود ، و با رئيسشان كعب بن اسد در اين باره صحبت كرد تا سرانجام آنها را راضى كرد كه نقض عهد كرده و با پيغمبر بجنگند به شرطى كه او نيز به ياريشان آمده و بقلعه شان درآيد و با ايشان كشته شود . حى بن اخطب قبول كرد و به قلعه درآمد ، بنى قريظه عهد خود را شكسته و با كمك احزابى كه مدينه را محاصره كرده بودند به راه افتادند ، و شروع كردند به دشنام دادن رسول خدا ( ص ) و شكاف ديگرى ايجاد كردن . از آن سو بعد از آنكه رسول خدا ( ص ) از جنگ احزاب فارغ شد جبرئيل با وحيى از خدا نازل شد كه در آن پيامبر مامور شده بود كه بر بنى قريظه لشكر بكشد . رسول خدا ( ص ) لشكرى ترتيب داد . و پرچم لشكر به على ( ع ) سپرد ، و تا قلعه هاى بنى قريظه براند و آنها را بيست و پنج روز محاصره كرد وقتى كار محاصره بر آنان سخت شد رئيسشان كعب بن اسد پيشنهاد كرد كه يكى از سه كار را بكنند : يا اسلام آورده و دين محمد ( ص ) را بپذيريم ، يا فرزندان خود را به دست خود كشته و شمشيرها را برداشته و از جان خود دست شسته و از قلعه ها بيرون شويم و با لشكر اسلام مصاف شويم تا يا بر او دست يافته و يا تا آخرين نفر كشته شويم ، و يا اينكه در روز شنبه كه ايشان يعنى مسلمين از جنگ نكردن ما خاطر جمعند بر آنان حمله بريم . و ليكن بنى قريظه حاضر نشدند هيچيك از اين سه پيشنهاد را قبول كنند ، بلكه به رسول خدا ( ص ) پيغام فرستادند كه ابا لبابة بن عبد المنذر را به سوى ما بفرست تا با او در كار خود مشورت كنيم ، و اين ابا لبابه همواره خيرخواه بنى قريظه بود ، چون همسر و فرزند و اموالش در ميان آنان بودند .